حرف های یک شاعر مرده

مرگ ، رهایی است..چرا که مردن یعنی به هیچکس دیگر نیاز نداشتن..

درد را از هر جا شروع به نگاشتن کنی درد است... گرمی

 

سردی را در وجودم احساس میکنم..غمگینم.!.

 

دلگیرم..اینجا بزرگ است ... شلوغ است.من مثل پر کاه در

 

اقیانوس غرقم..!اینجا مردم دغدغه های حل نشدنی دارند..اینجا

هیچ صدایی شنیده نمیشود..اینجا عشق در اسارت است... .

 

اینجا بازار خیانت داغ است.. .هنوز دورنگی،رنگ و بوی خود را

 

دارد... همه دروغ را دوست دارند.. .احساس اینجا در کنار پرسه 

 

های دل پرپر میشود... .

 

اینجا کسی صدای تورا نخواهد شنید...اینجا تو

محکومی ..محکوم به حبس ابد....به زندگی . . .!!!!!

                                    

 

  سیمین تیموری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ توسط سیمین تیموری نظرات () |

Design By : Night Melody