حرف های یک شاعر مرده

مرگ ، رهایی است..چرا که مردن یعنی به هیچکس دیگر نیاز نداشتن..

من با عشق آشنا شدم

و چه کسی این چنین آشنا شده است؟...

هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود.

هنگامی لب به زمزمه گشودم ،

که مخاطبی نداشتم.

و هنگامی تشنه ی آتش شدم،

که در برابرم دریا بود و دریا و دریا...!

                                               دکتر علی شریعتی

 

 

 

مرگ

مرگ آن مختصر لحظه ای نیست که روح از تو جدا می شود...آن لحظه های عظیمی است که تو بدانی او با دیگریست... .

مرگ صرفا به معنای نبودن نیست.. آن است که بودنت را کسی احساس نکند.

سیمین تیموری

 

 

بی که فریادی از این قلب صبور

بچکد در شب من

بسته پیمان گویی

با سکوتی لب من ...!

                                  شاملو

نوشته شده در شنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ توسط سیمین تیموری نظرات () |

Design By : Night Melody