حرف های یک شاعر مرده

مرگ ، رهایی است..چرا که مردن یعنی به هیچکس دیگر نیاز نداشتن..

قلبا خالی شده از مهر و محبت

جای دوستی توو دلا کینه و نفرت

هر کسی دنبال راهی

واسه خنجر زدن از پشت

هر کسی دنبال حرفی

واسه دل شکوندنه دوست

من توو این بازیه سوخته

دنبال یه راه چاره

فکر یک راه جدیدو

بی خیال از باخت تازه

                                   سیمین تیموری

 

 

 

 

 

 

 

نردبان دلم شکسته است.میشود برای من هم دعا کنی؟یا اگر خدا اجازه می دهد کمی

به جای من خدا خدا کنی؟راستش دلم مثل یک نماز بین راه خسته و شکسته است.

می شود برای حضور "قلبم" سفارشی به خدا کنی؟!....

 

 

 

 

they say, there's a hair's distance between love and hate

i knew this,so when i was cheated,i raised a high stone wall instead of that

hair,so to remain in love forever

 

 

 

ای پناهگاه ابدی!

تو می توانی جانشین همه ی

بی پناهی ها

شوی!..

 

 

و فردا صفحه ای دیگر از کتاب زندگی ام ورق می خورد و من در هیاهوی واژه واژه ی

سطر آن گم می شوم.

فردا سر نوشت من پشت کلمات پنهان می شود و خود را اسیر زنجیر سرسخت سکوت

می کند.

جمله ها در خود می پیچند.واژه ها فخر فروشی می کنند..

و هنوز سرنوشت من در دست آنهاست.

دیگر نوشتن جایز نیست...اندکی صبر لازم است!

                                                                       سیمین تیموری

 

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ توسط سیمین تیموری نظرات () |

Design By : Night Melody