حرف های یک شاعر مرده

مرگ ، رهایی است..چرا که مردن یعنی به هیچکس دیگر نیاز نداشتن..

 

 

همانطور که به گوشه ای از اتاق خیره بودم،افکارم در اوج پرواز به دوردست ها گل 

کرد،آنقدر شاخ و برگ گرفت که شکوفه هایش اتاق پر از تهی ام را به باغ سبزمبدل کرد.

گرد و غبار مانند مگس هایی  به طواف ساقه ها در آمده بودند و در کنار پرسه های

گنجشکان به سلوک میرسیدند.و من فکر میکنم که این مگس های به ظاهر زاهد که هیچ

از زهد و تقوا نمی دانند با آدمهای اطراف من چه شباهت ها ی عجیبی دارند.

 

                                                                  سیمین تیموری

 

نوشته شده در شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ توسط سیمین تیموری نظرات () |

Design By : Night Melody